ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
696
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
يك نفر از اولاد تيمور شاه را على الظاهر به امارت برداشتند . چندى كه كار بدين كردار گذاشت ، از وفور تعدّيات ايشان ، ولايات « 1 » مزبوره زير و زبر گشت . رنجيده نام هندو از طايفهء سنكه « 2 » ، كه به زبان هندو موى سر است ، از جمله مريدان بابانانك ، تسلطى كامل يافته ولايت كشمير را مسخر ساخت و در آن ديار رايت استيلا برافراخت . اهالى ولايات كابل و پيشاور ، تعدّيات برادران فتح خان را برنتافتند و استخلاص خويش را منحصر در تمسّك به اذيال حمايت اولياى دولت عليّه يافتند . جميع خوانين و سرخيلان طوايف قزلباشيه كه در آن ولايت بودند ، عريضهء ارادتمندانه قلمى داشته ، مصحوب حسين على خان نام جوانشير كه از معارف آن طايفه بود ، به دربار شاهنشاهى گسيل نمودند . مشاراليه چون در عزيمت از راه هرات واهمه داشت ، لهذا از راه بيابان بلوچستان روى به صوب كرمان گذاشت . نوّاب حسن على ميرزا را در كرمان دريافت و معجّلا به دربار شوكت شتافت . بعد از ورود به توسط امنيان دولت معدلتآموز به شرف استسعاد حضور معدلت دستور مشرّف گرديد و مستدعيات خوانين قزلباشيه به اين نحو به عرض رسيد كه : « ما بندگان از قديم الايام رعيت سركار سلاطين با تمكين ايران بودهايم و مدتى است كه به علت تصاريف زمان در ولايات متصرفى افغان به فراغت در مهد آسايش غنودهايم . اكنون از تعدّيات فتح خان باركزائى عرصه بر ما تنگ شده و شيشهء راحت اين بندگان بر سنگ آمده ؛ هرگاه صاحبقران كشورگير را رأى عالم آرا به استخلاص آن مملكت و استرخاص اين رعيت قرار گيرد ، از فرستادن يك نفر از نوّاب شاهزادگان اعظم با جمعيّتى شايان مستدعيات ما بندگان را درپذيرد ، جميعا ملتزم و متعهديم كه به محض وصول موكب نوّاب شاهزاده به حوالى هرات ، برادران فتح خان را با دستان بسته به حضور آوريم و ولايت هرات را نيز مستخلص نموده به كاركنان ديوان همايون بسپريم . ولايات قندهار و كابل و پيشاور نيز تا حدود پنجاب ، غازيان ظفرمآب را در زير پى ختليان نصرت ركاب است و ما بندگان از ظهور اين خدمت شايان [ 397 ] جاودان و بهرهمند و
--> ( 1 ) . ملى : - « هرات و كور كردن . . . ولايات » ؛ افتادگى نسخهء ملّى ، در مطابقه با نسخههاى كتابخانهء ملك و مجلس اصلاح شد . ( 2 ) . مجلس : « رسكه »